دعا کردی؟

  • ۰۹:۰۹

توی حرم حضرت زینب نشسته بودیم بهش گفتم یادته بابات گفت براش چه دعایی کنی

گفت آره

گفتم خب دعا نمیکنی

گفت خدایا بابام شهید شه

گفتم بابات شهید شد

گفت الان شهید شد

گفتم آره

گفت نمیشد دو سه روز دیگه شهید بشه تا یه بار دیگه ببینمش

چیزی نگفتم

خودش ادامه داد

حالافهمیدم چرا بابام پرچم حضرت رقیه رو داد من به جاش ببرم هیئت

و سربندی هم که توی سوریه به پیشانی می بست به من داد


+

گفت و گوی همسر شهید با پسر حدودا هشت نه ساله اش



آشپزی

  • ۰۹:۵۴

پیامک وارده:

از اول هفته به کسی احتیاج داریم که آشپزیش خوب باشه

در حالی که دولت تازه یادش افتاده برای زلزله زده ها کمپ بزنه، گروه های خودجوش مردمی ساخت خونه ها رو شروع کردن

و هزار تومن هزار تومن جمع کردن

پی نوشت: 

همچنان که مشغول بازی سیاسی هستیم! سازندگی را فراموش نکنیم، خصوصا در سر پل ذهاب

بر روی انگشتش چسان زیباست انگشتر

  • ۰۲:۴۲

... گفت: «چند شب پیش خواب دیدم از دستت داره نوری بلند میشه. یقین دارم دستت مجروح شدی.». بعد تو بغض کردی و گفتی:«مجروح نشدم، چند روزی هست که انگشتر هدیه آقا دستم کردم.» و بچه ها بغض کردن و بعضی گریه کردن و هیچ دوربینی نبود اون لحظه رو فیلم بگیره... (متن کامل)


اسم زینبیون رو شنیده بودم و از مظلومیتشون می دونستم اما خب شهادت ده یازده نفر از اونها توی اربعین حسینی ذهنم رو بیشتر به سمت اونها پرواز داد

مدتی قبل تصاویر برخی از شهدا بدون ذکر نام منتشر شده بود اما اینبار قضیه فرق می کرد

بخشی از اسم همه این شهدا حسین بود


خاطره انگشتر که توی وبلاگ مهدی یاوران منتشر شده درباره ذوالفقار یا همون علیرضا جیلانه که وقتی برخی از رفقاش توی کرمانشاه مشغول امداد رسانی به زلزله زده ها بودند خبر شهید شدنش دلشون رو لرزوند

یادمه یکی از رفقاش می گفت اینجا مشکلات زیاد اما دل ما مثل کوه های بازی دراز محکمه و تا می تونیم خدمت می کنیم 

اما بعد از خبر شهادتش انگار دلی نبود که استوار بودنش رو انتظار بکشیم...

کوسه ی ریش پهن

  • ۱۷:۰۱

سؤال 419: آیا کسی که در اثر بررسی و تحقیق، حق را در مسیحیت یافت، کافر است؟

جواب: کافر نیست، مستضعف است خداوند می فرماید:

الا المستضعفین من الرجال و النساء و الولدن لا یستطیعون حیله و لا یهتدون سبیلا(558)

مگر مردان و زنان و کودکان فرودستی که چاره جویی نتوانند و راهی نیابند.

سؤال 420: برخی می گویند مطلب فوق کوسه ی ریش پهن و تناقض است.(559)

جواب: این شخص وارونه فهمیده و کوسه ی ریش پهن می بیند، ولی قرآن را منکر نیست. مقصودش آن است که حق را تثبیت کند، هر چه وارونه فهمیده باشد؛ تنها در صورتی که حق را بفهمد و آن را انکار کند، کافر است.

حال سوال اینجاست

کوسه ریش پهن چیه؟

همسایه

  • ۱۸:۴۴

زنگ آیفون خورد

پرسیدم کیه

گفت ببخشید داشتم آیفون رو تمیز می کردم دستم خورد

بابا همسایه خوب

دمت گرم :)

رفتن...

  • ۱۴:۵۸

زنگ زد گفت من رو می شناسید

کمی فکر کردم گفتم خانم فلانی

گفت بله، توی فلان روستا شما هم بودید که مهمان آن خانواده زلزله زده بودیم؟ همان پیرزنی که نوه اش رو از دست داده بود

گفتم آره

گفت فوت کرد!

شاید نود سال خم به ابرو نیاورده بود در روستایی توی دل کوه زندگی می کرد و محور خانواده اش بود

آخرین تصویری که ازش یاده این بود که نوه اش می ترسید توی چادر بخوابه و می اومد پیش اون تا احساس امنیت کنه

نمی دونم قبل از رفتن چه افکاری از ذهنش خطور می کرد و مشتاق دیدن چه کسانی بود اما حتما رفتن او داغی بیشتر از آوار خانه، برای خانواده اش بود


ببینید


پی  نوشت:

توی این مدت هیچکس اشکم رو در نیاورده بود، (به قول رفیقم ما مثل کوه های بازی دراز مقاومیم!) به جز همین خانم که دلسوزی او برای کمک به دیگران اشکم رو در آورد

خوبی

  • ۰۰:۳۱

بعضی آدم ها خیلی خوبن

تفسیر حرف های نگفته تو ان

داغی بر دل نبود که آنها به فکر مرهمش نباشند

شاید حضور آنها بود که باعث شد از غم مردمان غرب کشور دنبال راهی جز گریه باشم

این جور آدم ها نه اینکه کار و رفتارشون خوبه، نه! اینها خود خوبی اند

پی نوشت:

خداوندا توفیق زیارتشان را روزی ام کن


بی تو هر لحظه مرا بیم فروریختن است

  • ۲۳:۳۸

امروز کمی فرصت شد پیام هام رو نگاه کنم

فرستاده:
همین الان تو روضه همراه با زلزله البته ریشترش زیاد نیست


ترکیب جالبی بود توی مجلس روضه و زلزله بیاد

میشه چیزی شبیه سخن فاضل نظری:


بی تو هر لحظه مرا بیم فرو ریختن است
مثل شهری که به روی گسل #زلزله هاست


نماز!

  • ۱۵:۳۲

بالاخر بعد از 50 ، 60 روز نمازهای شکسته مون کامل شد

شما هم امتحان کنین پشیمون نمیشین  :)

چادر نیم بند

  • ۱۴:۴۱

فکر کنم بعد از این بارون همان چادر نیم بند هم به فنا رفت

درد دل های تلخ هلال احمر تا قبل از بارون با دل خوش کردن به از این به بعد... قابل تحمل تر بود 

کاش کسی صدای ما رو میشنید به گزارشاتشان هم کمک می کرد!

گر نگه دار من آنست...

  • ۱۳:۰۱

از اینکه هر جا پا میذاریم میلرزه که بگذریم

توی رفت و آمد بین کرمانشاه و سر پل دیدیم یه ماشین کنار جاده است همه بدنه اش هم ضربه خورده

گفتیم حتما سه چهار دور معلق زده

پیاده شدیم ببینیم کسی توشه یا نه

که یکی با لباس هلال احمر اومد بیرون

از قضای روزگار سه نفر بودن و ماشین یازده دور چر خیده و چند متر اون ور تر افتاده اما یه خط هم بر نداشتن

یاد صحبت دیروز افتادم که هر چی هم بجنبیم اگه قرار باشه بریم میریم

خدا این بندگان خدومشو ویژه حفظ کرد که تشر به ما بزنه خدمت کنین باقیش با من

کار حضرت فیل

  • ۱۱:۰۱

امروز دو تا نماز آیات رفت تو پاچمون

وقتی شروع به لرزیدن کرد داشتم فکر می کردم برم بیرون یا نه

بعد شنیدم یکی از بیرون داد میزد یالله یکی یاحسین یا ابالفضل

دیدم حسش نیست ، تازه یه سری ملت هم توی همون اتاق خوابن، اگه قرار بود بیرون بریم باید اونا رو بیدار می کردم که همین یه قلم کار حضرت فیل بود


چای آتشی

  • ۱۴:۳۲

چای آتشی. خانواده ای که همه چیزش زیر آوار مانده، مرهم گریه های پنهان این چند روزمان بود

هواپیما ندیده!

  • ۰۶:۴۴

میدرضاجلایی‌پور: زائران اربعین عموما «گرسنه» و «هواپیما ندیده‌»اند.

 اقشاری را پیش از پروازشان در فرودگاه دیدم که بهترین امکان مدرنی را که ممکن است در طول زندگی از آن استفاده کنند همان ماشین مدرن بنز حمل جنازه بهشت زهرا است. ولی حالا با بهترین هواپیما یا اتوبوس وی آی پی به کربلا می‌روند.

پی نوشت:

فقط نمی دونم چرا خودشون عکس سلفی با هواپیمای جدید می گرفتن! 

مضمون عکس نوشت:

همه فقرا از قبل روساشون روزی می خورن

به جز فقرا حسینی مسلک که به اعتبار سرورشون همه عالم رو روزی میدن

توضیحات:

جلایی پور( از جامعه شناسان اصلاح طلب)

عکس

آمریکا آمریکا!

  • ۲۱:۰۲

🔹 آمریکا آمریکا! این بلاهتِ عظیم و توحّش متمدن و بدویّت مدرن و خشونتِ با اتیکت و غارتِ قانونمند و خوشبختیِ زشت و آزادیِ لش و دموکراسیِ احمق و ایندیویدوآلیسمِ قالب‌ریزی شده و استانداردیزه و بالاخره: همان جاهلیت عرب!

🔹 با شریف‌های قریشی! و سیاه‌های حبشی! و «کعبه مقدسی» که اینک #مجسمه_آزادی نام دارد و بازار عکّاظی که #وال_استریت و «بنی امیّه» و «بنی عبد مناف» و «بنی هاشم»؛ که خانواده «فورد» و خانواده «راکفلر» و «کندی» و همان «خاطره موهوم» و «فخر مجهول» به ابراهیم و اسماعیل که اینجا: «جرج واشنگتن» و «ابراهیم لینکلن» و در اینجا و آنجا و هرجا: طوایف یهود «بنی قریظه» و «بنی نظیر» و «بنی قینقاع» که «پول» و جواهر و بازار و می‌فروشی‌ها را تیول خود دارند، منتها در ابعاد میلیون‌ها برابر آگراندیسمان‌شده و هر شتر جمّازه دو کوهانه، یک جمبوجت B52 هشت موتوره بمب‌افکن گشته! و «دارالّندوه شیوخ»، «سازمان سیا» شده و هر «ابو لهب»ی، یک «دالس» و «کسینجر» و هر «حمّالة الحطب» و «هند جگر خواره»‌ای، یک پتیاره دیوی چون خانوم «روزولت» و هر «وحشی» حمزه کُشی، یک «چومبه» یا «ژنرال لونول» و «وان تیو»!

📚 دکتر #علی_شریعتی
#مجموعه_آثار | جلد یک
#با_مخاطب_های_آشنا | صفحه ۷۳

13آبان

نقطه سر خط

  • ۰۲:۲۶

شاید دو سال برایش زحمت کشیده بودیم

الان که برای  چاپ آماده شد ما را به یاد دوران دبستان انداختند

بچه ها نقطه سر خط

پی نوشت:

با بعضی شهدا رفیق نشید

هی بهتون میگن نقطه سر خط :)

کجایی...

  • ۰۰:۲۴

نویسنده بود

داستان هایش بر اساس واقعیت بود و به شدت تاثیر گذار

قرار بود برای خودم فراغ بال ایجاد کنم و سوژه ای را که معرفی کرده بودم تکمیل کنم

و او هم بنویسد

به کلی از ذهنم رفته بود

شاید یک سال و نیم از قرار ما می گذرد

اما انگار روزگار زنگ یادآوری دوستانه ها را به صدا در می آورد

اما چرا الان

شاید اشکال کار ما این بود که قرارمان بر فراغ بال من بود

کاش محور قرارمان را او قرار داده بودم تا روز گذشته وقتی با خود می گفتم خب بالاخره تمام شد، به طور اتفاقی پیامی را نبینم که خبر از شهادت او در یک سال پیش از این می داد!

کاش نشانی از تو می یافتم سید

کجایی...

شهید تاکسی جور کن

  • ۱۹:۲۳

به واسطه چند دقیقه گپ و گفتی که داشتیم گفتم به رفقا و خانواده اش سری بزنم

ایام حیات مادیش که معرفت نمیذاشت اما الان مدام تاکسی مجانی جور می کنه 

امروز هم رفتم به رفیقش سر زدم و خداحافظی کنم

از قضا اون کسی که فرصت نکرده بودم برم پیشش و استاد آقارضا بود هم اومد و ما رو بهشت رضا برد

تازه اونوقت بود که یادم افتاد هنوز سر مزارش نرفتم

#نکته اخلاقی

با شهدا رفیق شید براتون تاکسی جور می کنن:)

#شهید رضا سنجرانی

پی نوشت:

لینک خاطره در پست های قبل

چخه

  • ۲۲:۵۸

https://t.me/manaareh/183

خاطره طنر محمدرضا سنجرانی شهید مقاومت

مسئول مرکز آموزش فاطمیون و فرمانده عملیات آزادسازی دیرالزور

(ظاهرا نمیشه فیلم مستقیم گذاشت)

کو یک نفر که یاد دل خستگان کند؟
یا لااقل حکــایت مــا را بیــان کنــد
دنبال کنندگان 400+ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
Designed By Erfan Powered by Bayan