در معیت هیچ کس

  • ۰۳:۰۱

با یکی از دوستان قرار گذاشتیم بریم عیادت مادر شهید

از اون اصرار که دو نفره زشته و باید جمع بشیم و از من انکار 

بالاخره راضی شدم و شدیم چهار نفر

روز رفتن قرار عقب افتاد. وقتی بالاخره راهی شدیم توی مسیر گفت اون دو نفر که نیومدن من هم که پایه همه برنامه های رفقا هستم، در اصل خودت تنها داری میری

گفتم اشتباه می کنی، از قضا من هم پایه دوستان هستم الان هیچ کس داره تشریفش رو می بره

خلاصه در معیت هیچ کس رفتیم خونه مادریِ شهید پرویز کیان پور

پرویز کیان پور سال ۶۷ اسیر کومله شد، اون موقع گفته بودن اگه پول بدین آزادش می کنیم-که دوستان لطف کردن و پول  رو ندادن، البته برای اون یکی که آشنای دولتی داشت پول دادن، اما برای پرویز که فرمانده بود ولی پارتی جز خدا نداشت پول ندادن

گرماگرم زورزدن برای قطع نامه هم بود دیگه کی به این چیزها فکر می کرد. هیچ کس

هیچ کس به جز مادرش که امروز درحالی که حال خوبی نداره و یه روز در میان دیالیز میشه میگه: کاش قبل مرگم استخونشو لااقل بو می کشیدم


پی نوشت:

ندارد

ام شهرآشوب
خداوند این شهید رو رحمت کنه

کسی از بنیاد شهید نمیتونه کاری براشون انجام بده؟
یه بار رفته بودن بنیاد
انداخته بودنش بیرون(ایام خدا نیامرز کروبی)
س _ پور اسد
 ای وای بر اسیری کز یاد رفته باشد
 در دام مانده باشد صیاد رفته باشد
 آه از دمی که تنها، با داغ او چو لاله
 در خون نشسته باشم چون باد رفته باشد( حزین لاهیجی)
.... طوبی لهم و حسن مآب
البته خوش به حال اون و وای به حال ما
اسارت بیشتر به ما مصداق داره
.. مَروه ..
ای وای......

سر زدن به خونه شهدا یه خوف و رجا همراه داره
خوفی که این ایوای ها رو به همراه داره
و رجایی که خبر از استمرار حرکت انقلاب به واسطهاید خونواده هاست
کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
کو یک نفر که یاد دل خستگان کند؟
یا لااقل حکــایت مــا را بیــان کنــد
Designed By Erfan Powered by Bayan